تولد عمو وعمه جون
سلام پسر کوچولوی مامان این روزا خیلی تنبل شدم ، آخه مامانی این ماهی که گذشت شما خیلی خیلی مریض شدی منم تمام وقتمو واسط میزاشتم تا خوب بشی . تو این مدتم همش میومدم به وبلاگت سر میزدم میخواستم مطلب بزارم ولی تنبلی میکردم تا اینکه امروز عزممو جزم کردمو دیگه اومدم تا بازم برات از روزهای خوش کودکیت بنویسم . چند وقت پیش تولد عمه حدیث وعمو آرمین بود عمه حدیث یه تولد خیلی خودمونی خونش گرفت وما هم برای تبریک رفتیم اونجا شما هم کلی با حنان بازی کردی عمه حدیث مهربونترین عمه دنیا تولدت مبارک عمو آرمین بهترین عموی دنیا تولدت مبارک وحالا هم عکسای اون شب خوب اینم...
نویسنده :
مامان مرجان
15:33










